واقعیت درمانی

واقعیت درمانی، در دهه 1950 ميلادي توسط ويليام گلاسر، با تاكيد بر مسئوليت پذيري و كنترل بيشتر و انتخابهاي مؤثرتر به وجود آمد. واقعيت درمانگر به عنوان معلم، مربي و الگو عمل كرده و درمانجويان را به شيوه اي سوق مي دهد كه به آنها كمك مي كند تا آنچه را كه انجام مي دهند ارزيابي كنند و ببينند آيا رفتارشان بدون اينكه به خودشان يا ديگران صدمه بزند، نياز هاي اساسي آنها را برآورده مي كند. واقعیت درمانی، بر نظریه کنترل مبتنی است و فرض را بر این می گذارد که مردم، مسئول زندگی خویش و اعمال، احساسات و رفتارشان هستند. هدف کلی واقعیت درمانی این است که به انسان‌ها کمک کنیم نیاز روان ‌شناختی خویش به تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح را مسئولانه و به نحو رضایت بخشی ارضاء کنند. مشاور، به کمک مراجع میزان ارضای نیازهای مراجع را میسنجد و مشخص می کند که برای ارضای آنها چه تغییراتی باید روی دهد. به نظر گلاسر، هرچه شدت نشانه بیشتر باشد، ناتوانی مراجع در ارضای نیازهایش بیشتر است. گلاسر، تاکید می ورزد که انسان‌ها باید مسئولانه رفتار کنند و مانع ارضای نیازهای دیگران نشوند. «نظريه انتخاب» شالوده و پايه اصلي واقعيت درماني است. واقعیت درمانی بین 10 تا 20 جلسه طول می کشد. واقعیت درمانگران مرکز مشاوره تخصصی رهیاب با تمرکز بر نظریه انتخاب و کنترل، به درمان انواع مشکلات روانشناختی کودکان، بزرگسالان، خانواده ها و زوجین می پردازند.